یک پنجره برای من کافیست

متن مرتبط با «شاید» در سایت یک پنجره برای من کافیست نوشته شده است

شاید

  • نیلوبلاگ

    مصطفی مستور در قسمتی از کتاب سه گزارش کوتاه، در مورد شخصی به اسم نادر فارابی نوشته،نوشته که "نادر در بحرانی ترین روز زندگی اش و از سر درماندگی محض به این رستوران کوچک پناه آورده است"، نوشته "اگر نگار چیزهایی را که من درباره ی او [نادر] میدانم، میدانست، سر میز نادر مینشست و میتوانست او را به میزان قابل توجهی از موقعیت غم انگیز کنونی خارج کند". بعد در کتاب نادر فارابی، در مورد زند...

    ادامه مطلب
  • شاید کما فی السابق

  • نیلوبلاگ

    چتر کوچک و شکسته ام را در توفان و سیلاب بر سرم میگیرم و در باران آرام آرام به سوی خانه ام در پایان جهان می روم،به خانه ام که می رسم در خانه ام بسته است و من کلید ندارم.(احمدرضا احمدی) HOME| EMAIL| PROFILEMOZHGAN روزانـــه واژه یاب انتشارات خیلی سبز all links آرشــیو مرداد ۱۳۹۶تیر ۱۳۹۶خرداد ۱۳۹۶اردیب...

    ادامه مطلب
  • شاید نتواند

  • نیلوبلاگ

    چتر کوچک و شکسته ام را در توفان و سیلاب بر سرم میگیرم و در باران آرام آرام به سوی خانه ام در پایان جهان می روم،به خانه ام که می رسم در خانه ام بسته است و من کلید ندارم.(احمدرضا احمدی) HOME| EMAIL| PROFILEMOZHGAN روزانـــه واژه یاب انتشارات خیلی سبز all links آرشــیو مرداد ۱۳۹۶تیر ۱۳۹۶خرداد ۱۳۹۶اردیب...

    ادامه مطلب
  • شاید اتفاقی نبود

  • نیلوبلاگ

    شاید اتفاقی نبود u200fانگار من حتما باید سال 91 کتابِ "منِ او" رو میخوندم، بعد دی 94 نوشته ی روی آینه ی خوابگاه رو بخونم و بعد به صورت اتفاقی امروز فصل آخر "منِ او" رو دوباره بخونم. دقیقا همون نوشته ای که رو آینه ی خوابگاه بود! امروز به مفهوم اون نوشته پی بردم؛ بعد از پنج سال از خوندن کتاب و بعد از ...

    ادامه مطلب
  • شاید هم بودی و بر عبث پاییدیم

  • نیلوبلاگ

    با ما بی وفا تو که نبودی بی مهر و وفا تو که نبودی پر جور و جفا تو که نبودی دور از دل ما تو که نبودی...

    ادامه مطلب