
نقاب به صورتم زده بودم و در نقش یک ادم بی تفاوت که چیزی برایش مهم نیست،در حال صحبت بودم نتونستم حرفایی که تو دلم بود رو بهت بگم حتی جایی هم یادداشتشون نکردم تا شاید اگه پنج سال دیگه بخواهم تو را به یاد بیاورم،دست نوشته ای،حرف دلی،مناجات درونی چیزی داشته باشم نقابمو به صورتم زدم و دور شدم + گریه های پشت نقاب مثل همیشه بی صداس +لعنت به 5/6 سال پیش......
ادامه مطلب