تو یه برگی توی این باد؟
برگه ها رو زیر و رو کرد، طبقه ی پنجم،سمت راست. تو مطمئنی؟ شاید دروغ گفته باشه. عکس گرفت ولی هوا تاریک بود، گفت صداش رو شنید، برگشت و نگاه کرد. شما آدرس بلدی؟ این جدیده، پنج اسکوپ لطفا.کسی چه میدونه؟ طبقه ی دوم واحد هفت. دستات چرا زخم شده؟ هوا سرد بود. واسه تولد؟ گریه کردم، از ته دل گریه کردم. خودم صحبت میکنم، نهایتا شاید صد متر فاصله باشه. گفت عجله کرده.متاسفم. هوا سرد بود، قطار حرکت کرد؟ هنوز حرکت نکرده؟ لطفا در رو باز کنید. ازتون عذر میخوام حلالم کنید.دو تا ساعت؟؟ عکس منم هست که! از بچه ها عذرخواهی کن، نخند، الان موقع خندیدن نیست. من میتونم پرواز کنم، دیروز سه ساعت پرواز کردم. نه شما اشتباه میکنید. شاید شما مولکول اکسیژن باشین.شاید خودش متن رو نوشته، تو مطمئنی؟ ما رو خدا زده، دیگه شما چرا نمک میپاشی رو این زخم؟فرانسه دوره؟ هیچکس چیزی نمیدونست،وت یور لیپس مادام. مثلا ساعت! البته نه که فکر کنید واقعا آرزوم این بوده باشه، فی البداهه بود.شما مطمئنی؟ البته چه اهمیتی داره؟ هیچ کدوم از کتاب ها به جز دو تا.
+ تاریخ سه شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۶ ساعت 1:17 نویسنده سارا