خب حالا بعد از دو سال دکتر میگه ک طول درمان تکمیل شد،باید براکت ها برداشته بشن و مثلا نگهدارنده و پلاک جایگزین بشه،عدم حضور براکت ب سختی پذیرفته میشه،تا دو هفته ی اول،دندون ها دهن کجی میکنن،نبود براکت ها رو فریاد میزنن،مگه میشه نباشن؟
زمان میگذره و نبود براکت جزو خاطرات تلخ میشه و نه بیشتر،ب همین سادگی همه چی پذیرفته میشه؛
بعضی از ادم ها وارد زندگی میشن،هر دو بهم عادت میکنن،و بعد زمان رفتن فرا میرسه،به سختی نظاره گرِ رفتنه کسی میشه ک بخشی از وجودش شده بود،و همه چیز تموم میشه
مثل براکت...
برچسب:
نویسنده: آرتین نیکفر