
اون قدیما وقتی یکی از دندونهای شیریمون می افتاد، بهمون میگفتن جاکولری باز کردی. درواقع فضای خالی دندون رو به جاکولری تشبیه میکردن. که خب به دلیل زندگی در یک شهر گرمسیر بود....
ادامه مطلب
چشم هایش ولی کی میتونه چشم های غمگین و یا اشک آلود دیگران رو ببینه و مغموم نشه؟ آدم یا جونورش هم توفیری نداره. چشم های اشک آلود اون دختره که رو نیمکت نشسته بود. چشم های اشک آلود اون پسره که تایپ میکرد. چشم های اشک آلود شیردریایی و فیل و گربه. کی میتونه غم چشم ها رو فراموش کنه؟ + تاریخ جمعه ۲۴ آذر ۱۳۹۶ ساعت 22:50 نویسنده سارا ...
ادامه مطلب
+ من به پایان زندگیم رسیدم - داری میمیری؟ + تغییر میکنم ****************** دیالوگ از فیلم آلیس در سرزمین عجایب 2010...
ادامه مطلب
اگه مثلا سال 93 یکی می اومد پیشگویی میکرد و از سال 95 میگفت،من عمرا اگه باور میکردم. خاطرات رو ک مرور میکنم،باور نمیکنم،انگار ک هیچ اتفاقی نیافتاده،انگار که بخشی از حافظه م پاک شده باشه،انگار هیچ وقت نبودی،اینکه از خوشحالی و ناراحتیت هیچ حسی بهم دست نمیده،یعنی من بی تفاوت شدم بعد از بیست و شش فروردین سال نود و چهار،فهمیدم که بی تفاوتی بدتر از نفرته در حال حاضر علاقه ای ب مرور خاطرات ندارم،فقط اینکه یه عکس دیده بودم،یه عکس که اگه در گذشته بودیم،ساعت ها میخواستی در مورد اون عکس و وقایع پشت سر اون عکس واسه م توضیح بدی.ولی خب الان گذشته نیست البته بخوام صا...
ادامه مطلب
گوشی ب دست، ماه های سال رو تو تقویم،رد میکردم؛تقریبا فقط دوم فرودین ها رو نگاه میکردم،یک لحظه ب خودم اومدم و فروردین 1416 رو دیدم خیلی زودتر از اینا باید ب خودم می اومدم! با چ ذهن خجسته ای داشتم سال های آتی رو بررسی میکردم؟اون هم بیست و یک سال دیگه رو منطقیش این بود ک تا سال 1397 رو نگاه کنم......
ادامه مطلب