ندانم - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 14:38
ندانم من فکر میکردم این منم که تصمیم های نامهربون میگیرم و دنیا رو نامهربون جلوه میدم، نگو من اشتباه میکردم و اصلا این من نیستم که تصمیم میگیرم. خلاصه اینکه دست روی دست بسیاره،حتی در نامهربون بودن. + تاریخ چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت 11:46 نویسنده سارا
کاش من عکاسش نبودم - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 14:38
کاش من عکاسش نبودم عکسی که من عکاسش بودم رو انتخاب کرده بودن، عکس رو قاب کرده بودن، تو عکس لبخند میزد، ستایش گفت عکس خیلی خوبی گرفته بودی، من لبخند زدم، از درون گریه کردم اما، رو قاب عکس یه ربان مشکی چسبونده بودن.xa0 + تاریخ جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت 10:12 نویسنده سارا
لطفا سالم بمان - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 14:38
لطفا سالم بمان دیشب خواب دیده بودم که یک نفر هر دو سیمِ هندزفری من رو قطع کرده، بعد الان که خواستم از هندزفری استفاده کنم، واسه یه لحظه کار نکرد، در همون یک ثانیه من قشنگ سکته قلبی رو حس کرده بودم:))) خدایا ببین که زندگی من به کار کردن و نکردن یه هندزفری بند شده:( + تاریخ جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۶ س
یا همه یا هیچکس - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 14:38
یا همه یا هیچکس رضا یزدانی در اهنگ " وقت معجزه" میگه: [هم واسه خورشید دل میسوزونیم/ هم برای شب غصه میخوریم]، حقیقتا یکی از ویژگی های اخلاقی منو گفته. به این صورت که به طور مثال بعضی وقت ها موقع فوتبال دیدن دلم واسه تیم مقابل میسوزه، و با اینکه دوست دارم تیم مورد علاقه خودم برنده بشه، ولی همزمان
خدایا - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 14:38
خدایا زمستون میگفتم خدایا هوا خیلی سرده، زود تابستون بشه. الان میگم خدایا مردیم از گرما، زود زمستون بشه! ولی جداً کاش حجاب رو در شهرهای گرمسیر ازاد میکردند، هم هوا روز به روز داره گرم تر میشه، هم اینکه باید حجاب داشته باشیم؛منصفانه نیست. + تاریخ یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت 11:47 نویسنده سارا
عکس - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 14:38
با اینکه خودم به عکاسی علاقه دارم و میشه گفت از گرفتن هیچ عکسی چشم پوشی نکردم، ولی فکر میکنم که کاش هیچ عکسی گرفته نشه، از هیچ شخصی از هیچ مکانی از هیچ خاطره ای. بنا به دلایلی مرور بعضی از عکس ها واسه من کار ناممکنی محسوب میشه. در یه سیکل معیوب از عکس گرفتن و ندیدن عکس ها گیر کردم. + تاریخ شنبه
کمد - تاریخ: 1395/8/10 ساعت: 20:05
به خاطر اسباب کشی،در حال جمع کردن وسایلم هستم،البته بیشتر در حال پخش کردنم تا جمع کردن:)) یه سری کاغذ و نامه پیدا کردم که کلی واسه م خاطره انگیزن[البته همه شون یاداور خاطرات خوب نیستن،ولی الان خاطره انگیزن] دفتر و کتاب دبیرستان رو که دیدم خیلی ناراحت شدم.اونموقع ها چیزی رو داشتم که چند ساله دیگه ندا...
ندیدن بهتر است - تاریخ: 1395/8/2 ساعت: 12:10
تصور کنید یکی از عزیزانتون رو به هر دلیلی قراره که واسه اخرین بار ببینید شما بودین واسه دیدنش میرفتین؟ من نه! ترجیح میدم اخرین تصویری که ازش تو ذهنم مونده،مربوط به قبل از موضوعِ " اخرین دیدار" باشه. به زعم من، ادما بدون هیچ خداحافظی از هم دور بشن خیلی بهتره تا اینکه بدونن این اخرین باره که همدیگه رو...
سقف ما دیوار نداره - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 8:28
این حجم از دلتنگی رو نه میتونم تحمل کنم نه میتونم بهت بگم که دلتنگتم تا ارومم کنی. همیشه نظرم این بود که روزگار غریبی شده،ولی میدونی؟ این روزا بیشتر معتقدم که "چه روزگار غریبی شده"! حالت خوبه و شاید من باید به همین موضوع بسنده کنم ؛اما نمیتونم... الان من کجای روزگار توام؟ یحتمل هیچ
یاد آر - تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 16:30
xa0گفت: "مرا یادت هست؟ " دویدم و فکر کردم که من چه یادی دارم، چرا یادم به وسعت همه ی تاریخ است؟و چرا آدم ها در یاد من زندگی می کنند و من در یاد هیچکس نیستم؟ + سال بلوا/عباس معروفی
در وطنِ خویش غریب - تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 16:30
گفتم: " کوچولو، خواهش میکنم مرا از یاد نبر،من خیلی غریبم" xa0 +سال بلوا/ عباس معروفی +عنوان قسمتی از شعر/ میم.امید
پیشرفتی مشاهده نشد! - تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 16:44
جایزه ی نوبل پزشکی 2016 به خاطر یافته هایی در رابطه با اتوفاژی به یه اقایی رسید. دوست داشتم جایزه به کسی تعلق میگرفت که در زمینه سلول های بنیادی به یه مرحله ای رسیده باشه،شاید با سلول های بنیادی بشه گارانتی اعضای بدن رو تضمین کرد!xa0 علم هر چقدر هم که از نظر دیگران پیشرفت کرده باشه به زعم من هیچ پیش...
البته تموم شد - تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 16:44
قرار شده بود من برم باهاش صحبت کنم.زمستون بود.هوا سرد بود. وقتی صحبت هامون تموم شد،برگشتم هوا خیلی گرم شده بود.من به عنوان یه ادم سرمایی،داشتم از گرما میمردم. شوفاژ رو خاموش کردم،پنجره رو باز کردم بعد از چند دقیقه که هنوز گرمم بود،گفتم کی پنجره رو بست؟؟؟ بهم جواب دادن: خودت پنجره رو باز کردی و بعد د...
ایمان بیاوریم که تنها صداست که میماند - تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 15:43
+ تو باید صدا رو ضبط کنی _ بعد میفهمه ها.ضایع نیس؟؟ + هست _ خب پس چرا ضبط کنیم؟؟ + چون چاره ای نداریم ************ الان فقط صداها مونده.فروغ گفته بود "تنها صداست که میماند" و یه زمانی این حرف به زعم من مسخره بود.اما الان فقط صدات مونده!xa0
ادوارد - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 2:26
ادوارد دست قیچی،یه شخصیت مهربون داشت،بدون هیچ پلیدی و بدی به همه کمک میکرد و انتظار کمک متقابل هم نداشت گفتنش سخته ولی یه زمانی شخصیتم مثل ادوارد بود،بدون هیچ پلیدی که نه،ولی قلبم خیلی مهربون بود.یا لااقل خودم اینطور فکر میکردم. وقتی ادوارد دست قیچی میدیدم،مغموم شده بودم،از خودم خجالت کشیدم! چقدر فا...
پروانه شو - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 20:05
+ من به پایان زندگیم رسیدم - داری میمیری؟ + تغییر میکنم ****************** دیالوگ از فیلم آلیس در سرزمین عجایب 2010
چرا اینقدر خنده ت تلخ بود؟ - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 15:47
چرا وقتی خنده ت رو دیدم،گریه کردم؟ من نمیدونستم اخرین عکسی که ازت گرفتم رو قراره قاب کنن،نمیدونستم...
ادامه بده و از همان حرف های ساده بزن - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 15:47
اگه مثلا سال 93 یکی می اومد پیشگویی میکرد و از سال 95 میگفت،من عمرا اگه باور میکردم. خاطرات رو ک مرور میکنم،باور نمیکنم،انگار ک هیچ اتفاقی نیافتاده،انگار که بخشی از حافظه م پاک شده باشه،انگار هیچ وقت نبودی،اینکه از خوشحالی و ناراحتیت هیچ حسی بهم دست نمیده،یعنی من بی تفاوت شدم بعد از بیست و شش فروردی...
سال های آتی - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 15:47
گوشی ب دست، ماه های سال رو تو تقویم،رد میکردم؛تقریبا فقط دوم فرودین ها رو نگاه میکردم،یک لحظه ب خودم اومدم و فروردین 1416 رو دیدم خیلی زودتر از اینا باید ب خودم می اومدم! با چ ذهن خجسته ای داشتم سال های آتی رو بررسی میکردم؟اون هم بیست و یک سال دیگه رو منطقیش این بود ک تا سالxa0 1397 رو نگاه کنم...
خواب - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 15:47
چند شب پیش یه خوابی دیدم،که وقتی بیدار شدم میدونستم خوابم بعدا محقق میشه،خوابم در مورد خودم بود،یه اتفاقی ک قراره واسه خودم رخ بده...

برچسب‌های مرتبط

کمد دیواری | کمدی الهی | کمدی ایرانی | کمد دیواری ریلی | کمد به انگلیسی | کمدی خارجی | کمد ریلی | کمد دیواری ریلی جدید | سقف ما دیوار نداره | دستای سردمو بگیر سقف ما دیوار نداره